تبلیغات
یادگاری های من - سری بیست و یکم خاطرات دانشگاه

سری بیست و یکم خاطرات دانشگاه

سلام دوستای خوب وبلاگی ببخشید این مدت نبودم چون ی مدت وب نیومدم کلا از فضای اینجا دور شده بودم...
من از شنبه اومدم و تقریبا کلاسها تشکیل شد ولی خب طبق معمول اولین کلاسها بیشتر جنبه آشنایی داره ن درس
ب هر حال همینو بگم ک این هفته جزو بهترین هفته هایی بود ک توی خابگاه داشتم
ی شب ک همه دخترای کلاسمون(که همه خوابگاهی هستیم)دور هم توی اتاق یکی از بچه ها جمع شدیم تا جایی ک جون داشتیم خندیدیم و ضرب المثل ها رو بصورت پانتومیم اجرا کردیم ...
ی شب دیگه هم ب مناسبت تولد یکی از دوستام رفتیم شام پیتزا بیرون
ی بعدظهر هم از ساعت سه تا پنج رفتیم استخر با سه تا از بچه های کلاسمون بعد استخر هم رفتیم کافی شاپ تا ی چیزی بخوریم ..من بستنی کاکائویی سفارش دادم
هروقت هم ک هم اتاقی های ترم قبلم بیکار میشدیم میگفتم بیان توی اتاق جدیدم که هنوز دونفر نیومده بودم و اتاقمون دونفره بود تا راحت تر بخندیم
راستی اکثرا هم برناممون وقتی دور هم جمع میشدیم توی اتاق ما بازی کردن Ques of king   بود ک واقعا میخندیدیم و باحال بود

"لاحول ولاقوه الا بالله ".....اینو گفتم تا از بس خندیدیم این هفته اینا ب کاممون زهر نشه در جریان کلاس های هفته اینده انشالله


[ جمعه 2 مهر 1395 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ joodi ... ]