سری هفدهم خاطرات دانشگاه

الان که امدیم خونه ولی چون مجبورم تیتر رو اینطوری انتخاب کنم شما خرده نگیرید
سلام یادم رفت
سلاااااااااااااام به همه دوستای گل  ومهربون خودم
خوبید؟؟؟؟؟؟؟
امروز روز پرکاری بود 
صبح که ماشین شستن کمک کردم و بعدش تشک ها رو ک واسه نم زدگی بیرون ریخته بودیم مرتب کردیم با مامانم و سر جاش چیدیم.... بعدش هم لباس آدم های نقاش رو پوشیدم و رفتم در  انباری مون رو رنگ زدم واقعا عالی شده بووووووووووود جاتون خالی
 من عاشق این کارهای ساختمونی ام راستش ....
وقتی هم اومدم که ی دوش گرفتم و نهار و نماز....
الانم میخوام برم چای عصرونه مو بخورم 
جاتون حسسسسسسابییییییییی خالیه 


[ سه شنبه 22 تیر 1395 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ joodi ... ]