تبلیغات
یادگاری های من - یادگاری های دانشگاه

یادگاری های دانشگاه

سلام ب همگی امروز اولین پست از خاطرات دانشگام شروع شد...
انگاری ک باس بریم ی خابگاه دیگه و بعد ی ماه منتقلمون میکنن خابگاه داخل دانشگاه واین ب این معنیه ک ساعت 7 یا 8

شب باید توی خابگاه باشیم

خداااااااااااا خودت رحمی ب حال ما کن ...

دلم از الان میگیره وقتی یادم میاد شبای طولانی زمستون زود باید خابگاه باشیم ینی چطور سر کنم؟

ماشالا استادا هم ک اوازه سختگیر بودنشون داره از چپ و راست میاد....شاگرد دومم هنوز اگه ی نمره رو ثبت کننو جابجایی

 اتفاق نیفته همین رتبه رو ازآن خودم میکنم

دارم آخر روزای خونه بودنو با دوست عزیزم ک مث خاهرم هس میگذرونم ولی چقد زود میرن آخه این روزااااااا

راستی کتاب مسابقه کتابخانی خندوانه ب دستم رسیده ولی فک کنم ک مهلت مسابقه تمومیده

ب هرحال هم خوشحالم ازاینکه دارم میرم دانشگاه و هم ناراحت ی حالیه ک نمیدونم چطوریه دقیقا

خوش باشید و ازاین ب بعد با سری خاطرات "یادگاری های دانشگاه"همراهم باشید

ممنون خدافظی




[ پنجشنبه 19 شهریور 1394 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ joodi ... ]